PROPHOTOCOM >  PHOTOGRAPHY > Part-5

   

آموزش عکاسی، جلسه پنجم، آشنایی با تنظیمات دوربین های عکاسی :

پیش از آنکه به تنظیمات دوربین عکاسی بپردازم ، لازم میدانم در تکمیل مباحث مربوط به لنزهای عکاسی مواردی را بیان کنم:

همانطور که در جلسات پیش ذکر شد، زاویه دید لنز وابسته به دو فاکتور است. این دو فاکتور عبارتند از : فاصله کانونی و ابعاد حسگر . در باره هر دو فاکتور در جلسات پیشین توضیح دادم. اما آنچه از قلم افتاد طرز محاسبه زاویه دید لنز بر حسب ابعاد حسگر است. برای این منظور کافیست که نسبت ابعاد حسگر فول فریم را نسبت به ابعاد حسگر دوربینمان  بدانیم. برای مثال ابعاد حسگرهای APS-C size در اکثر دوربینهای SLR معادل شصت و شش صدم ( %66 ) ابعاد حسگر فول فریم است و یا بعبارتی ابعاد حسگر فول فریم معادل یک و نیم برابر حسگر APS-C size در این دوربینهاست و گفته میشود قطع حسگر این دوربینها برابر 1.5 است. ( در دوربینهای کانن، این عدد معادل 1.6 است ). برای بدست آوردن فاصله کانونی لنز فول فریمی که زاویه دیدی معادل لنز دوربین شما را پوشش میدهد، کافیست فاصله کانونی لنز را  در عدد مربوط به قطع حسگر ضرب کنیم. مثلا لنز کیت اکثر دوربینها که 55-18 میلیمتری است، در واقع عملکردی معادل یک لنز 82.5-27 میلیمتری دارد ( 18 ضرب در 1.5 = 27   و    55 ضرب در 1.5 = 82.5 )

در دوربینهای SLR المپوس و پاناسونیک که حسگر "4/3 دارند، ابعاد حسگرشان 2/1 ابعاد حسگر فول فریم است و لذا قطع حسگر آنها  2  است. بنابراین برای بدست آوردن فاصله کانونی کاربردی آنها بایستی فاصله کانونی لنز را در عدد 2 ضرب کرد. بنابراین لنز کیت این دوربینها که 40-14 میلیمتر است، عملا معادل 80-28 ( در دوربینهای 35 میلیمتری ) است.

 بنابراین بایستی در موقع خرید لنز به این اعداد دقت داشت. مثلا چنانچه قصد خرید یک لنز واید 28 میلیمتری دارید ، توجه داشته باشید که نصب این لنز بر روی یک دوربین با حسگر APS-C size ، عملکردی معادل یک لنز 42 میلیمتری خواهد داشت که دیگر لنزی واید محسوب نمیشود.

در دوربینهای کمپاکت، ابعاد حسگر بسیار متغیر است. بسیاری از این دوربینها حسگر "2.5/1 دارند ( مثل کانن S3 , S5 ، پاناسونیک FZ18 , .... ) نسبت ابعاد حسگر این دوربینها، یک ششم ابعاد حسگر یک دوربین فول فریم است. یعنی قطع حسگر این دوربینها معادل  6  است . بنابر این برای بدست آوردن فاصله کانونی کاربردی این دوربینها بایستی فاصله کانونی لنز آنها را در عدد 6 ضرب کرد. مثلا لنز دوربین کانن S5 که 72-6 میلیمتر است، عملکردی معادل لنز 432-36 میلیمتری (در دوربینهای فول فریم 35 میلیمتری ) دارد. ( 6 ضرب در 6 = 36   و    72 ضرب در 6 = 432 )

********

نکته بعدی در مورد دیافراگم لنزهاست. قبلا ذکر کردم که با بستن دیافراگم میتوان عمق میدان عکس را افزایش داد . ولی به این نکته توجه داشته باشید که بستن زیاد دیافراگم باعث پراکندگی شعاعهای نوری شده، از کیفیت عکس میکاهد، چراکه نور بایستی از روزنه ای بسیار کوچک عبور کند و برخورد بعضی از شعاع های نور با لبه دیافراگم باعث انحراف مسیر این شعاع های نوری شده ، دقت عکس را کم میکند. این پدیده که در دیافرگمهای بسته بالاتر از 16 دیده میشود به diffraction معروف است .

از طرفی دیافراگم خیلی باز نیز باعث عوارضی مثل کاهش شدن شارپ بودن عکس ( soft شدن عکس ) و یا تاریک شدن گوشه های عکس ( vignetting ) میشود. که البته مورد اخیر بیشتر در لنزهای واید مشهود است. بنابراین در اکثر لنزها، بهترین عملکرد لنز در دیافراگمی معادل 1 تا 3 استاپ بسته تر از دیافراگم حداکثر آن لنز حاصل میشود. ( بجز لنزهای گرانقیمت سری L کانن که حتی در بازترین دیافراگم هم عملکردی بسیار خوب دارند. )

عکسهای زیر با لنز کیت کانن ( 55-18 ) در حالت واید 18 میلیمتری، از یک صفحه کاملا سفید گرفته شده اند. عکس سمت چپ با دیافراگم حد اکثر آن یعنی f=3.5 و عکس سمت راست با دیافراگم بسته تر f=8 گرفته شده است. همانطور که مشاهده میکنید، بستن دیافراگم پدیده vignetting را اصلاح کرده است .
 

F=8

F=3.5

لنزهای ارزان قیمت ، مشکلات دیگری مثل انحراف رنگها ( Chromatic aberration) ، اعواجاج بشکه ای ( barrel distortion ) ، اعوجاج بالشتکی ( pincushion distortion ) و flaire , ghost و ... نیز دارند که در مباحث آتی به آنها خواهم پرداخت.

*********

بحث در مورد لنزها را فعلا در همینجا به پایان میبرم و در آغاز بحث تنظیمات دوربین ، به مبحث حساسیت فیلم و حسگر میپردازم.

- ISO یا حساسیت  ( International Standard Organization ) که با مخفف American Standard Association ) ASA ) نیز نشان داده میشود ، عبارت است از میزان حساست و یا واکنش فیلم عکاسی ( یا حسگر دوربین دیجیتال ) به نور. بدین معنا که هرچه ISO بالاتر باشد، میزان حساسیت حسگر به نور بیشتر است . یعنی برای آنکه عکس روشنایی مناسبی داشته باشد ، به میزان کمتری از نور نیاز است. به عبارتی، در شرایط کم نور، مثل ساعات پایانی روز و یا محیطهای بسته و کم نور بهتر است از  ISOهای بالاتر و بالعکس، در شرایط پر نور از ISOهای پایینتر استفاده شود. در فیلمهای عکاسی برای بالا بردن حساسیت فیلم ، اندازه ذرات شیمیایی حساس به نور را بالا میبرند. بدین ترتیب هر ذره  (یا grain ) حساس به نور ، چون بزرگتر است ، شعاعهای نوری بیشتری را دریافت میکند. لذا دانه اهای تشکیل دهنده عکس بزرگتر و قابل رویت تر میشوند و بهمین خاطر از کیفیت عکس کاسته میشود. لذا یک فیلم ISO 1600 کیفیت پایینتری از یک فیلم ISO 100 دارد.

در حسگرهای دیجیتال برای بالا بردن حساسیت حسگر از تقویت جریانات الکتریکی خروجی حسگر استفاده میشود که این خود باعث افزایش میزان نویز در عکس میشود ( به مبحث ابعاد حسگر مراجعه کنید ) بنابر این در دوربینهای دیجیتال نیز همانند فیلمهای عکاسی با بالا رفتن حساسیت از کیفیت عکس کم میشود. (اگرچه به شکلی متفاوت )

همانند دیافراگم و سرعت ، میزان حساسیت نیز توسط اعدادی استاندارد مشخص میشوند. این اعداد عبارتند از :

.....      6400     .....     3200     .....     1600     .....     800     .....     400     .....     200     .....     100     .....     50     .....     25

همانطور که ملاحظه میکنید، هر عدد نسبت به عدد پیش از خود معادل دو برابر است. به هر بار دو برابر شدن عدد ISO ، یک استاپ افزایش حساست گفته میشود.

برای آنکه یک عکس میزان روشنایی مناسبی داشته باشد، سه متغیر سرعت ، دیافراگم و حساسیت بایستی نسبت به هم به درستی انتخاب و تنظیم گردند.

در مورد سرعت شاتر پیش از این مختصری توضیح داده شد. سرعت نیز همانند دو متغیر دیگر توسط اعدادی استاندارد نشان داده میشود :

...  8000/1   ...   4000/1   ...   2000/1   ...   1000/1   ...   500/1   ...   250/1   ...   125/1   ...   60/1   ...   30/1   ...   15/1   ...   8/1   ...   4/1   ....   2/1   ...   1

باز هم همانطور که ملاحظه میکنید، هر عدد نسبت به عدد پیشین خود دو برابر است. به هر بار دو برابر شدن سرعت یک استاپ افزایش سرعت گفته میشود. مثلا سرعت 500/1 ثانیه دو استاپ بیشتر از سرعت 125/1 ثانیه است . ( معمولا تنها مخرج کسر بیان میشود . مثلا گفته میشود این عکس با سرعت 500 و یا عکس دیگر با سرعت 125 گرفته شده است. )

هنگامیکه سرعت یک استاپ افزایش می یابد، برای آنکه میزان روشنایی عکس همچنان در حد مناسبی باقی بماند، بایستی میزان دیافراگم معادل یک استاپ بازتر شود و یا میزان حساسیت بمیزان یک استاپ افزایش یابد . مثلا اگر در شرایط روشنایی خاصی مثلا هوای ابری با ISO= 100 ، سرعت 125/1 ثانیه و دیافراگم 5.6 مناسب باشد ، چنانچه نیاز به افزایش سرعت به 250/1 ثانیه دارید ناچار بایستی یا دیافراگم را به 4 تغییر دهید و یا حساسیت را به 200 افزایش دهید. اگر در همین شرایط مثلا میخواهید از یک پرنده در حال پرواز عکس بکیرید بایستی سرعت را افزایش دهید تا از تار شدن عکس ناشی از حرکت پرنده پیشگیری شود مثلا سرعت 1000/1 ثانیه را انتخاب کنید و نیز ناچارید برای حفظ روشنایی مناسب عکس یا دیافراگم را به میزان 3 استاپ (یعنی f=2 ) بازتر کنید و یا حساسیت را بمیزان 3 استاپ افزایش دهید  ( یعنی ISO= 800 ) حال چنانچه دیافراگم حداکثر لنز شما 5.6 باشد، ناچار بایستی حالت دوم یعنی افزایش حساسیت را انتخاب کنید. مثال فوق نشاندهنده یکی از کاربردهای فاکتور حساسیت در عکاسی است.

باز در شرایط نوری بالا فرض کنید که نیاز به عمق میدان بیشتری دارید بنابراین بایستی دیافراگم را ببندید و مثلا از دیافراگم 16 استفاده کنید. در این شرایط ، برای حفظ روشنایی عکس یا بایستی سرعت را به میزان 3 استاپ کم کنید ( 15/1 ثانیه ) و یا حساسیت را بمیزان 3 استاپ ( ISO= 800 ) افزایش دهید . اما توجه داشته باشید که کم کردن سرعت تا این حد میتواند باعث تاری عکس در نتیجه لرزش دست ویا حرکت سوژه شود . لذا بهتر است از گزینه دوم یعنی افزایش حساسیت استفاده کنید.

کاربرد دیگر ISO در مورد برد فلاش است. ممکن است برد فلاش شما در ISO= 100 ، فرضا 3 متر باشد ( که البته نسبت به لنز و دیافراگم استفاده شده متغیر است ) حال چنانچه حساسینت را به 200 افزایش دهید میتوانید برد فلاش خود را به دو برابر یعنی شش متر برسانید.

اکثر دوربینهای عکاسی دارای تنظیم خودکار در حالت Program  یا  Auto هستند. یعنی دوربین میتواند بصورت خودکار بر حسب شرایط نوری محیط، دیافرگم ، سرعت و ISO را طوری انتخاب کند که عکس نوردهی مناسبی داشته باشد. حال سوال اینجاست که اگر دوربین خود میتواند این تنظیمات را انجام دهد چه لزومی به دانستن این اعداد ورابطه ها هست ؟

در پاسخ باید گفت که اگرچه دوربین میتواند میزان روشنایی مناسب عکس را تضمین کند ولی نمیتواند به خودی خود تشخیص دهد که چه عمق میدانی مد نظر شماست؟ سوژه شما چه سرعتی دارد؟ آیا شما قصد عکاسی از یک سوژه ثابت را دارید یا یک سوژه متحرک؟ آیا قصد دارید حرکت سوژه را کاملا منجمد و فیکس کنید یا میخواهید با کمی تار کردن آن، حرکت سوژه را به بیننده القا کنید ؟ آیا مایلید که محیط را روشنتر و یا تاریکتر از آنچه واقعا هست نمایش دهید و ... اگرچه در دوربینهای آماتوری تنظیمات زیادی بصورت پیش فرض روی دوربین قرار گرفته اند ( مثل حالات عکاسی شب ، پرتره ، منظره و ... ) اما این حالتها دقیقا آنچه را انتظار دارید برآورده نمیکنند. ضمن آنکه اغلب تنظیماتی را اعمال میکنند که چندان خوشایند شما نیست . برای مثال ممکن است حساسیت را بمیزان زیادی بالا برده باعث ایجاد نویز زیاد در عکس شوند و .... در هر حال با یاد گیری کار با متغیرهای سه گانه مذکور دیگر نیاز به استفاده کورکورانه از حالات عکاسی متعدد دوربین نیست . بهمین خاطر هرچه دوربین حرفه ای تر باشد، تعداد این تنظیمات پیش فرض کمتر است و در دوربینهای کاملا حرفه ای چنین تنظیمات پیش فرضی اصلا وجود ندارند.

********

اما چگونه این تنظیمات را در دوربین اعمال کنیم ؟

برای تنظیم دیافراگم و سرعت ، چهار حالت اصلی در دوربین یش بینی شده است . این حالت ها عبارتند از :

 

 
1 - حالت خودکار یا
Program ( که با علامت P نشان داده میشود )

 2 - حالت تنظیم دستی کامل یا
Manual ( که با علامت M نشان داده میشود )

 
3- حالت تقدم دیافراگم یا Aperture priority  ( که با علامت A یا AV نشان داده میشود )

 4 - حالت تقدم سرعت یا Shutter priority ( که با علامت S و یا TV نشان داده میشود )

( B یا BULB حالتی است که شاتر تا زمانیکه دکمه شاتر فشرده نگه داشته باشد باز میماند.)


             

 بازگشت به جلسه اول <<<<                                                                                >>>    ادامه این بحث را در جلسه ششم آموزش عکاسی ببینید            
 پایان جلسه پنجم

بهین ناظم رعایا - 7/8/86

 

نظرات شما ( فیدبک ) تماس با ما سیاست سایت در باره ما لینک ها

توجه : کلیه محتویات این وب سایت شامل نام(PROPHOTOCOM)، لوگو، طراحی صفحات، مطالب و عکسها متعلق به شرکت آران عکس اسپادانا بوده و هر گونه نسخه برداری یا استفاده از عکسها و مطالب در هر وب سایت یا مجله نوشتاری وغیره، بدون اجازه کتبی غیر مجاز و قابل پیگرد میباشد.